ولنتاین از نگاه تو
عشق مثل هوایی است که استشمام میکنیم ان را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش میکنیم و بدون ان خواهیم مرد.(روسی)

عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید.(انگلیسی)

عشق فراموش کردن خود دروجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.(فرانسه)

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از همه صدایی بلند تر خواهد بود. (اسپانیا)

سوال هر چه باشد پاسخ عشق است. (المان)

عشق یعنی ترس از دست دادن تو. (ایتالیا)

زمانی که همه چیز افتاده است عشق ان چیزی است که بر پا می ماند.(سوئد)

وقتی هیچ چیز جزعشق نداشته باشید ان وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافی است .(هند)

زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن.(یونان)

عشق گلی است که دو باغبان ان را می پرورانند.(پرتغال)

عشق ....................................................(تو بگو)

عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید.(انگلیسی)

عشق فراموش کردن خود دروجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.(فرانسه)

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از همه صدایی بلند تر خواهد بود. (اسپانیا)

سوال هر چه باشد پاسخ عشق است. (المان)

عشق یعنی ترس از دست دادن تو. (ایتالیا)

زمانی که همه چیز افتاده است عشق ان چیزی است که بر پا می ماند.(سوئد)

وقتی هیچ چیز جزعشق نداشته باشید ان وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافی است .(هند)

زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن.(یونان)

عشق گلی است که دو باغبان ان را می پرورانند.(پرتغال)

عشق ....................................................(تو بگو)
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 2:52 توسط احسان |
بیاد عمو(خدا رحمتش کنه ) روحش شاد
نمیدونم چی بگم ...ولی باور کنید حقیقته
همیشه بابام اینا از اینکه یه موقع من عاشق بشم ترس داشتن و
دارن دلیلشم ...
بابام میگه :
وقتی که همسن الان تو بودم بایه دختری رفیق شدم و اومدم به
عموت گفتم و قرار شد با هم بریم ببینیمش
خلاصه رفتیم دختر رو دیدیم که ای کاش نمی رفتیم ...
بعد عموت در اومد گفت که من فلانی (دختره) رو دوست
دارم(دوست داشتن اون موفع هم مثه الان نبود) و قصدم از
دوست داشتن ازدواجه اول جا خوردم و فکر کردم شوخی میکنه
ولی بعد دیدم جدیه خیلی هم جدیه
خلاصه عموت با دختره رفیق شدند تا جایی که رفاقت رسید به
خواستگاری(راستی یادم رفت بگم دختره نامادری داشت)
که من ومادر بزرگت و بابابزرگت که خدا رحمتش کنه وخودش
رفتیم خواستگاری
بابای دختره و خود دختره راضی بودند ولی نامادریش گفت اقای
داماد که عموت باشه باید بره خدمت
عموت چون خیلی خیلی زیاد طرفشو دوست داشت هر چی گفتن
قبول کرد و رفت خدمت
سرت و درد نیارم بابا عموت با هزار امید و ارزو خدمت شو تموم
کرد و برگشت بی خبر از اینکه قراره دختره با یه کی دیگه ازدواج
کنه و عروسیشونم نزدیک بود
خلاصه هر جوری بود یواش یواش به عموت جریانو گفتیم که چی
شده(خدا وکیلی هم هر کدوم از ما خودمونو بذاریم جای عموی
من فرض کن ببین چه جوری میشی؟
عموت از اون روز از نظر روحی خیلی ریخت به هم . با کسی حرف
نمی زد و همش تو خودش بود

تا این که عروسی دختره پا گرفت و تمام شد و فرداش...
فرداش بود که عموت خودکشی کرد(خودشو دار زده بوده)
خدا رحمتش کنه . روحش شاد
حالا جالب اینه که دختره بعد از ازدواجش خدا بهش دو تا بچه می
ده که اولیش می میره و دوومیشم ناقصه
همیشه میگن عشقای بزرگ هیچوقت به هم نمی رسن نظر شما
چیه؟
همیشه بابام اینا از اینکه یه موقع من عاشق بشم ترس داشتن و
دارن دلیلشم ...
بابام میگه :
وقتی که همسن الان تو بودم بایه دختری رفیق شدم و اومدم به
عموت گفتم و قرار شد با هم بریم ببینیمش
خلاصه رفتیم دختر رو دیدیم که ای کاش نمی رفتیم ...
بعد عموت در اومد گفت که من فلانی (دختره) رو دوست
دارم(دوست داشتن اون موفع هم مثه الان نبود) و قصدم از
دوست داشتن ازدواجه اول جا خوردم و فکر کردم شوخی میکنه
ولی بعد دیدم جدیه خیلی هم جدیه
خلاصه عموت با دختره رفیق شدند تا جایی که رفاقت رسید به
خواستگاری(راستی یادم رفت بگم دختره نامادری داشت)
که من ومادر بزرگت و بابابزرگت که خدا رحمتش کنه وخودش
رفتیم خواستگاری
بابای دختره و خود دختره راضی بودند ولی نامادریش گفت اقای
داماد که عموت باشه باید بره خدمت
عموت چون خیلی خیلی زیاد طرفشو دوست داشت هر چی گفتن
قبول کرد و رفت خدمت
سرت و درد نیارم بابا عموت با هزار امید و ارزو خدمت شو تموم
کرد و برگشت بی خبر از اینکه قراره دختره با یه کی دیگه ازدواج
کنه و عروسیشونم نزدیک بود
خلاصه هر جوری بود یواش یواش به عموت جریانو گفتیم که چی
شده(خدا وکیلی هم هر کدوم از ما خودمونو بذاریم جای عموی
من فرض کن ببین چه جوری میشی؟
عموت از اون روز از نظر روحی خیلی ریخت به هم . با کسی حرف
نمی زد و همش تو خودش بود

تا این که عروسی دختره پا گرفت و تمام شد و فرداش...
فرداش بود که عموت خودکشی کرد(خودشو دار زده بوده)
خدا رحمتش کنه . روحش شاد
حالا جالب اینه که دختره بعد از ازدواجش خدا بهش دو تا بچه می
ده که اولیش می میره و دوومیشم ناقصه
همیشه میگن عشقای بزرگ هیچوقت به هم نمی رسن نظر شما
چیه؟
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:25 توسط احسان |
عجب خره کره خری(چه خر تو خری)
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:8 توسط احسان |
اینم یه بیوگرافی توپه دیگه
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 16:22 توسط احسان |
اینم بیوگرافی tatu به همراه چند تا عکس خفنگ
گروه 2 نفره tatu که تشکیل شده از لناکاتینا و یولیاولکوا (اگه همشو می خواید برید به ادامه مطلب)

ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:58 توسط احسان |
اینم عکسای chiristina aguilera
وای وای وای ....... برید به ادامه مطلب تا معنی وای وای وای رو بفهمید

ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:20 توسط احسان |
اینم عکسای jojo
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 17:22 توسط احسان |
اینم یه سری عکس های توپ(ببینید بعد نگید احسان بده هاااااااااااااااااا)
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 2:34 توسط احسان |
اس ام اس(ssssssssssssssmmmmmmmmmmmmmssssssssssssss)
ببین واست love ترکوندم >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ..........L..........O..........V..........E
ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 1:40 توسط احسان |
سلام سلامتی میاره
سلامتی شادی میاره
شادی نشاط میاره
نشاط زندگی میاره
زندگی عشق میاره
عشق ازدواج میاره
ازدواج بچه میاره
بچه دردسر میاره
دردسر بدبختی میاره
پسسسسسسسسسس:
سلامو کوفته. سلامو بمیرم من (چقدر حرف میزنم من)+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 0:0 توسط احسان |


" />




